تبليغاتX
"."

"."

مانه انیم که بودیم نه اینیم که هستیم ...


   دارم اونجاي قشنگ "ارميا " رو واسه چندمين بار مي خونم .همونجا كه وسط حسينيه و مداحي شروع مي كنه به حرف زدن ، شكايت كردن از دوران . كه  صداي داد و فرياد و كريم نوكرتمهاي مرتضي پسر همسايه يادم مي ندازه امروز بازيه .داربي قرمز و ابي . همه ريختن بيرون، تو كمتر از يه چشم بهم زدن ... دارم اونجاي قشنگ "ارميا" رو مي خونم اونجا كه همش شاكي و ....


    * : من تنهام ؛ خيلي .

   **: اقاي ه. الفمان پرسپوليسيست دو اتيشه . كاش كنارش بودم تا در لحظه شاديه گل زدن به جاي همكاران نكره اش مرا در اغوش مي كشيد .

  ***: ما جزو معدود ايرانياني هستيم كه در كشمكش داربي نه مسيجي مي فرستيم نه برايمان مي فرستند شايد فقط من و محمود.ا و دو سه نفر خيلي دورترها.

    

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 


  مرد تصميم گرفت هديه روز ولنتاين يه چيه خاص بگيره يه چي خيلي خاص . البته چيزي كه هم خاص باشه  هم ارزون پس مسئله كمي سخت شد .

  زن تصميم گرفت براي روز ولنتاين يه چيه خاص بگيره ولي قيمش مهم نبود .

  اونها جدا از هم كلي به فروشگاه و هديه سراهاي زير راه پله اي و تيراژه و بوستان و گلديس و ميلاد و غيره سرزدن ولي چيز خاصي پيدا نكردن.

    شب خسته كوفته داشتن ديدار.تي وي نگا مي كردن كه چشم هر دو شون برق زد .

     او دو تا شب ولنتاين خيلي خاصي داشتن . اونهااز اون به بعد هميشه شب هاي خيلي خاصي داشتن ، اونها كلآ رستگار شدند !


   *: ماهم بعدها براي شوهرمان از ديدار.تي وي هديه خواهيم خريد باشد كه ما هم رستگار شويم .

**: ما چهار ستون بدنمان وقتي ابي مي گويد " اون تا مست چشات منو خوابم مي كنه ..." يخ ميزند .

***: يك دكتر الهامي نام شاعر مسلكي صبح هاي چهار شنبه شبكه 2 مي ايد كه بسيار لياقت عاشق شدن دارد. و دل هم كه بي جنبه :D

   

    سلينجر درگذشت ! چه كار ميشه كرد جز تاسف خوردن براي كتابهايي كه هرگز چاپ نشد و مردي كه رسالتش سكوت بود تا معجزه معجز باقي بمونه ...


+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 

پنجره را ببند و بیا تا با هم بمیریم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 

 

دیروز تو اتوبوس یه دختر بچه هشت و نه ساله داشت با شوق تموم فعل "کرد" رو واسه مامانش صرف می کرد . همه ساکت و بی سروصدا و با لبخند گوش می دادن و به هم چشم غره نمی رفتن واسه تنگی جا !

پ.ن: خب که چی ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 

 

  عشق مث حس سرماست . همینجوری که می لرزی میفهمی که دیگه اونقدر ها هم سردت نیست!

    فکر می کنی دیگه سرما مُرد!

    اما این تویی که مُردی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 


    

    ازدواج تنها جبهه است که می توان در ان با دشمن خود در یک سنگر خوابید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 


   همینجوری که نگاش می کنی دلت ضعف می ره دیگه حتی فکر لمس کردنش هم پاهات رو سست می کنه و سطح زبونت رو خشک !

    اصلا بیا یه جور دیگه شروع کنیم تا حالا اب هویج بستنی توی رنجر خوردی ؟ نمی شه خورد ولی اگه می شد به خدا تک ترین طعم دنیا رو داشت .

     ببین می خوام بگم بعضی چیزا خوبن چون دست نیافتنی هستن ! معرکه ان چون حتی تصورشون هم حالتو عوض میکنه . بعضی چیز هارو نباید به دست بیاری تا باشن همینجوری ناب که هستن تا ابد . مث عشق .


            تولدت مبارک

   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 

 

     امروز اگر خوب ببینی می فهمی دیگر هیچ چیز شرط زندگی نیست ! جز همان هیچ .

  

 پ.ن :    د ا     فرزندانت را سخت تر در اغوش بکش .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 

 

  اقای میم الف ، بابا جون ما به شما رای داد و مرد ! شما برای رو حش دعا کنید ما برای خاکش فغان!

 

   پ . ن : حاج اکبر نمازی ابی بود بس که برای نداجا جان کند ! ۷ روز گذشت. خدایش بیامرزد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  | 

 

      "گاهی پیاز خرد کردن با عزت بهتر از خرد شدن با خفته !"

 

                         با شما عادت کردیم به چاشنی اشک میان رگه های غذا .

 

  ۱: برداشت بی مزه از چیز گوگوش.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ن ن ج و ن  |